این شعر عاشقانه و عارفانه از زبان عاشقی بیان میشود که با دل شکسته و نیاز به حضور معشوق، به درگاه او آمده است. شاعر از غم هجران و عشق سخن میگوید و با تصاویر زیبایی مانند طاق ابروی معشوق به عنوان محراب دل و جان، و شمع سوختن در پیش رخت معشوق، احساسات خود را بیان میکند. او از معشوق میخواهد که با مهربانی با او رفتار کند و در نهایت، با وجود ضعف، عشق و اشتیاق خود را به معشوق ابراز میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۱۰۷۶ - روی بنمای که پیشت به نیاز آمده ایم
در جهان جز غم تو از همه باز آمده ایم ۱
طاق ابروی تو محراب دل و جان منست
زان به اخلاص دل آنجا به نیاز آمده ایم ۲
قلب راه غم عشقم ز سر صدق و صفا
بر سر آتش هجران به گداز آمده ایم ۳
گفتمش سرو صفت سوی من خسته خرام
گفت آهسته توان کز سر ناز آمده ایم ۴
از جفا رفتم از این در بگشا بر رویم
از در مسکنت ای دوست چو باز آمده ایم ۵
همه شب شمع صفت پیش رخت می سوزم
تا به روز از چه بگو بر سر گاز آمده ایم ۶
سرو نازی به جهان بر قد تو می نازم
ناز کم کن به درت چون به نیاز آمده ایم ۷
گرچه گنجشک ضعیفم هوس عشقم نیست
به هوای سر کوی تو چو باز آمده ایم ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.