خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق و ناامیدی از یار مینالد، اما با وجود همه جفاها و بیتوجهیها، همچنان عشق و وفاداری خود را حفظ کرده و آرزوی وصال دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۳۰ - فریاد که از دست تو فریاد زنانم
فریاد که از دست تو فریاد زنانم
فریاد که بر دوست نه این بود گمانم ۱
با آنکه تو یاد من دلخسته نیاری
خالی نشد از ذکر تو پیوسته زبانم ۲
گر زآنکه نه آنی تو که بودی به حقیقت
من بنده ی بیچاره در اخلاص همانم ۳
من بر سر آنم که کنم جان به فدایش
گر در چمنی جلوه دهد سرو چمانم ۴
زین بیش جفا هم نتوان کرد چو کردی
خون جگر از دیده غم دیده روانم ۵
نگذشت ز راه ستم آن یار جفاجوی
هر چند که از چرخ گذشتست فغانم ۶
گرچه سر برگ من دلخسته نداری
ای وصل رخت آرزوی هر دو جهانم ۷
فریاد که بر دوست نه این بود گمانم ۱
با آنکه تو یاد من دلخسته نیاری
خالی نشد از ذکر تو پیوسته زبانم ۲
گر زآنکه نه آنی تو که بودی به حقیقت
من بنده ی بیچاره در اخلاص همانم ۳
من بر سر آنم که کنم جان به فدایش
گر در چمنی جلوه دهد سرو چمانم ۴
زین بیش جفا هم نتوان کرد چو کردی
خون جگر از دیده غم دیده روانم ۵
نگذشت ز راه ستم آن یار جفاجوی
هر چند که از چرخ گذشتست فغانم ۶
گرچه سر برگ من دلخسته نداری
ای وصل رخت آرزوی هر دو جهانم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲۹ - در جمال رخ تو حیرانم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۱ - از دست غم عشق تو فریاد کنانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.