خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر درد فراق و اشتیاق به معشوق است. شاعر از عشق عمیق خود میگوید، از صبر در برابر فراق ناتوان است و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. او وفاداری خود را اعلام میکند و از رنجهای عشق شکوه میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۰۲۲ - تا هست به عشق تو توانم
تا هست به عشق تو توانم
تا هست مرا رمق ز جانم ۱
دست از غم تو چگونه دارم
ای مونس و راحت روانم ۲
جانست مرا رخت خدا را
صبر از تو بگو که چون توانم ۳
از درد شب فراق باری
چون چشم خوش تو ناتوانم ۴
زین بیش به هجر خود نگارا
از دیده مدار خون روانم ۵
در حسرت سرو قامت تو
چون آب روان به سر دوانم ۶
از درد فراق آن پری رخ
هر شب به فلک رسد فغانم ۷
ای یاد تو مونس دل و جان
ای نام خوش تو بر زبانم ۸
گر عهد شکسته ای و پیمان
در عهد غم تو من همانم ۹
بسیار ستم مکن وگر نی
زاری به فلک ز غم رسانم ۱۰
هر جور و جفا که بر من آید
من ره به دری دگر ندانم ۱۱
بنواز مرا به وصل جانا
جز لطف تو کیست در جهانم ۱۲
تا هست مرا رمق ز جانم ۱
دست از غم تو چگونه دارم
ای مونس و راحت روانم ۲
جانست مرا رخت خدا را
صبر از تو بگو که چون توانم ۳
از درد شب فراق باری
چون چشم خوش تو ناتوانم ۴
زین بیش به هجر خود نگارا
از دیده مدار خون روانم ۵
در حسرت سرو قامت تو
چون آب روان به سر دوانم ۶
از درد فراق آن پری رخ
هر شب به فلک رسد فغانم ۷
ای یاد تو مونس دل و جان
ای نام خوش تو بر زبانم ۸
گر عهد شکسته ای و پیمان
در عهد غم تو من همانم ۹
بسیار ستم مکن وگر نی
زاری به فلک ز غم رسانم ۱۰
هر جور و جفا که بر من آید
من ره به دری دگر ندانم ۱۱
بنواز مرا به وصل جانا
جز لطف تو کیست در جهانم ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲۱ - چو بلبل در هوای گلستانم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲۳ - من ز هجران تو سرگشته و سرگردانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.