خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به ناپایداری و بیثباتی دنیا و زندگی میپردازد و بیان میکند که چرخش روزگار همیشه همراه با رنج و غم است. شادیها زودگذر هستند و غمها پایدارتر مینمایند. همچنین، از بیمهری و ناپایداری شرایط شکایت میکند و حال درونی شاعر را مانند زلف آشفته توصیف میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است باعث سردرگمی یا تأثیرات منفی عاطفی شود.
شماره ۱۰۱۱ - بس بگردید و بس بگردد هم
بس بگردید و بس بگردد هم
چرخ سرگشته و نگردد کم ۱
دیده بگشا که آسیای فلک
نیست هرگز قرار او یک دم ۲
شاد دارد دلی ولیکن از او
کس نکردست حاصل الاّ غم ۳
نیش او بیشتر ز نوش بود
بر دل کس نمی نهد مرهم ۴
یک زمان با تو مهربان باشد
باز گردد مزاج او در دم ۵
چه شکایت کنم ز بی مهریش
که فزودست درد بر دردم ۶
دم فروشد مرا ز غصّه دور
کس نفس چون زند بگو در دم ۷
حال من در جهان چو زلف بتان
نیک شوریده است و رفته بهم ۸
یک زمان غم ز خاطرم نرود
کم نکرد از دو چشم بختم نم ۹
چرخ سرگشته و نگردد کم ۱
دیده بگشا که آسیای فلک
نیست هرگز قرار او یک دم ۲
شاد دارد دلی ولیکن از او
کس نکردست حاصل الاّ غم ۳
نیش او بیشتر ز نوش بود
بر دل کس نمی نهد مرهم ۴
یک زمان با تو مهربان باشد
باز گردد مزاج او در دم ۵
چه شکایت کنم ز بی مهریش
که فزودست درد بر دردم ۶
دم فروشد مرا ز غصّه دور
کس نفس چون زند بگو در دم ۷
حال من در جهان چو زلف بتان
نیک شوریده است و رفته بهم ۸
یک زمان غم ز خاطرم نرود
کم نکرد از دو چشم بختم نم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱۰ - کنون عمری که سرگردان عشقم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱۲ - چو من آشفته آن زلف و خالم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.