خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر غم و اندوه عمیق شاعر از عشق نافرجام و فراق یار است. شاعر از درد عشق و بار سنگین غم مینالد و وصال معشوق را آرزو میکند، اما در نهایت تنها بار غم را بردوش میکشد. او از ناامیدی و رنجهای عشق سخن میگوید و از معشوق طلب توجه و عنایت دارد.
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غم و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۱۰۰۸ - ای شده غم یار من، من شده ام یار غم
ای شده غم یار من، من شده ام یار غم
غم شده غمخوار من، من شده غمخوار غم ۱
مونس و غمخوار من جز غم عشق تو نیست
بو که بچینم گلی آخر ازین خار غم ۲
آتش غمخوارگی مایه و سودم بسوخت
کیست خریدار ما در سر بازار غم ۳
در سر کوی غمت جلوه کنان می روم
دیده و طوفان خون سینه و اسرار غم ۴
پشت امید دلم گشت خم از جور یار
زآنکه بر او می نهد هر نفسی بار غم ۵
چشم عنایت گشا بر من خسته جگر
بر رخ جانم ببین این همه آثار غم ۶
شاخ وصال تو را آب ز مژگان دهم
شعله زند دم به دم در دل من بار غم ۷
شادی وصلت مرا نیست ولی در فراق
لیک نمی آورد میوه بجز بار غم ۸
مقصد اهل جهان خرّمی و شادیست
خسته دل من چرا رفت به گلزار غم ۹
غم شده غمخوار من، من شده غمخوار غم ۱
مونس و غمخوار من جز غم عشق تو نیست
بو که بچینم گلی آخر ازین خار غم ۲
آتش غمخوارگی مایه و سودم بسوخت
کیست خریدار ما در سر بازار غم ۳
در سر کوی غمت جلوه کنان می روم
دیده و طوفان خون سینه و اسرار غم ۴
پشت امید دلم گشت خم از جور یار
زآنکه بر او می نهد هر نفسی بار غم ۵
چشم عنایت گشا بر من خسته جگر
بر رخ جانم ببین این همه آثار غم ۶
شاخ وصال تو را آب ز مژگان دهم
شعله زند دم به دم در دل من بار غم ۷
شادی وصلت مرا نیست ولی در فراق
لیک نمی آورد میوه بجز بار غم ۸
مقصد اهل جهان خرّمی و شادیست
خسته دل من چرا رفت به گلزار غم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۷ - ز گل با روی تو باشد فراغم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۹ - همی پرسی که چونی در فراقم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.