خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و وفاداری بیپایان خود سخن میگوید، با وجود تمام رنجها و جفاهایی که متحمل شده است. او از دردها و غمهای ناشی از این عشق میگوید اما همچنان امیدوار است و حاضر است همهچیز را برای معشوق تحمل کند. شاعر همچنین از بیوفایی جهان و ناپایداری آن شکایت دارد.
متن دارای مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد. همچنین، بیان رنج و غم در شعر نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۰۰۲ - صد ازین جور و جفا گر ز برای تو کشم
صد ازین جور و جفا گر ز برای تو کشم
همچنان سر همه در پای رضای تو کشم ۱
بس غم و درد که از جور تو بر جان منست
این همه درد به امّید دوای تو کشم ۲
تو جفا بر من بیچاره روا می داری
تا کی این بار ستمها ز جفای تو کشم ۳
یک نفس بیش مرا نیست زمانی سوی ما
بگذر ای دوست که این لاشه به پای تو کشم ۴
من ز رای تو نگردم اگرم سر برود
گر نفس برکشم ای دوست برای تو کشم ۵
تا کی ای دل ز غم خویش مرا خوار کنی
تا کی آخر من دل خسته بلای تو کشم ۶
عافیت خواستم و گوشه ی درویشی و فقر
ای خوش آن روز مگر روز جزای تو کشم ۷
چون جهان را نبود هیچ وفایی و ثبات
پس چرا این همه محنت به وفای تو کشم ۸
همچنان سر همه در پای رضای تو کشم ۱
بس غم و درد که از جور تو بر جان منست
این همه درد به امّید دوای تو کشم ۲
تو جفا بر من بیچاره روا می داری
تا کی این بار ستمها ز جفای تو کشم ۳
یک نفس بیش مرا نیست زمانی سوی ما
بگذر ای دوست که این لاشه به پای تو کشم ۴
من ز رای تو نگردم اگرم سر برود
گر نفس برکشم ای دوست برای تو کشم ۵
تا کی ای دل ز غم خویش مرا خوار کنی
تا کی آخر من دل خسته بلای تو کشم ۶
عافیت خواستم و گوشه ی درویشی و فقر
ای خوش آن روز مگر روز جزای تو کشم ۷
چون جهان را نبود هیچ وفایی و ثبات
پس چرا این همه محنت به وفای تو کشم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۱ - سرو قد تو رسته روان بر کنار چشم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۳ - من اندر کار عشقش چند کوشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.