شاعر در این متن از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید و از دلسوختگی و دوری از او شکایت دارد. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند کبوتر و شهباز، احساسات خود را بیان میکند و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. شاعر همچنین از فاش شدن راز عشقش در همه عالم اظهار ناراحتی میکند و در پایان، اعلام میکند که اگر معشوق به او نظر لطفی کند، همه جهان را فدای او خواهد کرد.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۹۹۲ - مدّتی تا به غم حال جهان می سازم
شرح حالی ز سر شوق همی پردازم ۱
چون کبوتر بچه کاو در وطنش انس گرفت
به سر کوی تمنّای تو در پروازم ۲
چند رانی من دلسوخته را از بر خویش
به خلاف ای صنم آخر نفسی بنوازم ۳
یک زمان سوی من خسته مهجور خرام
تا دل و جان و جهان در قدمت اندازم ۴
گرچه بازت به هوس با دگری هست هوا
در هوای شب دیدار تو چون شهبازم ۵
سرّ عشق رخ تو در دل ما بود نهان
لیک شد فاش چو نی در همه عالم زارم ۶
به جهان گر نظری می کنی از غایت لطف
دو جهان را چه محل هر سه جهان در بازم ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.