خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد هجران و عشق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه رنج دوری از معشوق، قلب و روحش را میآزارد. او از فلک و اختران نیز شکایت میکند و تأکید میکند که جز عشق معشوق، چیزی در سر ندارد. شاعر در نهایت اعلام میکند که چارهای جز تحمل درد عشق ندارد و تنها به دادگری الهی پناه میبرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان کمسنتر دشوار باشد.
شماره ۹۸۳ - گر من ز دست هجر تو آهی برآورم
گر من ز دست هجر تو آهی برآورم
یا شمّه ای ز جور تو در خاطر آورم ۱
وز صد هزار درد که بر دل نهاده ای
زان صد یکی اگر به عبارت درآورم ۲
خون از دل فلک بچکد از عنای من
فریاد در نهاد فلک و اختر آورم ۳
آن دم مباد که بی تو برآرم نفس دمی
یا جز هوای کوی غمت در سر آورم ۴
سرگشته همچو آب به گرد جهان روان
تا کی نهال قدّ تو را در بر آورم ۵
زین پس چنین مکن صنما ور نه در جهان
فریاد و الغیاث ز دستت بر آورم ۶
دل را قرار نیست به هجر تو دلبرا
کامم بده وگرنه ز غم دل برآورم ۷
جز کوی دوست نیست مرا قبله دگر
چون غیر دوست رو به کسی دیگر آورم ۸
در درد عشق دوست نداریم چاره ای
جز آنکه درد را به در داور آورم ۹
یا شمّه ای ز جور تو در خاطر آورم ۱
وز صد هزار درد که بر دل نهاده ای
زان صد یکی اگر به عبارت درآورم ۲
خون از دل فلک بچکد از عنای من
فریاد در نهاد فلک و اختر آورم ۳
آن دم مباد که بی تو برآرم نفس دمی
یا جز هوای کوی غمت در سر آورم ۴
سرگشته همچو آب به گرد جهان روان
تا کی نهال قدّ تو را در بر آورم ۵
زین پس چنین مکن صنما ور نه در جهان
فریاد و الغیاث ز دستت بر آورم ۶
دل را قرار نیست به هجر تو دلبرا
کامم بده وگرنه ز غم دل برآورم ۷
جز کوی دوست نیست مرا قبله دگر
چون غیر دوست رو به کسی دیگر آورم ۸
در درد عشق دوست نداریم چاره ای
جز آنکه درد را به در داور آورم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸۲ - جانا ز دست عشق تو فرسوده خاطرم
گوهر بعدی:شماره ۹۸۴ - تا روی همچو ماه تو رفت از برابرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.