خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق عمیق و وابستگی بیحد شاعر به معشوق است. شاعر اعلام میکند که در جهان جز معشوق کسی را نمیخواهد و حتی اگر آسمان هم بر ضد او برخیزد، از عشقش دست برنمیدارد. او تنها راهنمای خود را بوی معشوق میداند و هیچ چیز دیگری را شایستهی توجه نمیبیند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانهی این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۷۴ - به عالم غیر تو دلبر ندارم
به عالم غیر تو دلبر ندارم
بجز لطفت کسی دیگر ندارم ۱
گرم چرخ فلک هم دست باشد
من از خاک درت سر بر ندارم ۲
بجز بوی سر زلفت نگارا
در این شبهای غم رهبر ندارم ۳
اگر عالم همه خورشید رویند
بجز مهر رخت در خور ندارم ۴
مرا تا بوی زلفت در دماغست
چنان میلی سوی عنبر ندارم ۵
گرم رانی ورم بنوازی ای دوست
من از مهر رخت دل بر ندارم ۶
به درگاه تو غیر جان سپاری
به جان تو که من در سر ندارم ۷
شبی گر بازم آیی از در ای جان
ز بخت خویشتن باور ندارم ۸
بجز ورد دعایش من شب و روز
جهانا آیتی از بر ندارم ۹
بجز لطفت کسی دیگر ندارم ۱
گرم چرخ فلک هم دست باشد
من از خاک درت سر بر ندارم ۲
بجز بوی سر زلفت نگارا
در این شبهای غم رهبر ندارم ۳
اگر عالم همه خورشید رویند
بجز مهر رخت در خور ندارم ۴
مرا تا بوی زلفت در دماغست
چنان میلی سوی عنبر ندارم ۵
گرم رانی ورم بنوازی ای دوست
من از مهر رخت دل بر ندارم ۶
به درگاه تو غیر جان سپاری
به جان تو که من در سر ندارم ۷
شبی گر بازم آیی از در ای جان
ز بخت خویشتن باور ندارم ۸
بجز ورد دعایش من شب و روز
جهانا آیتی از بر ندارم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷۳ - ای دوست نظر کن ز سر لطف به کارم
گوهر بعدی:شماره ۹۷۵ - به دوران وصالت غم ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.