خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از جفاهای معشوق شکایت کرده و بیان میکند که حتی در حضور دیگران، فقط به یاد معشوق است. شاعر آرزو میکند که باد صبا از کوی معشوق خبری بیاورد و حاضر است برای دیدارش هر فداکاری کند.
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۹۵۳ - بیمست که از دست تو فریاد برآرم
بیمست که از دست تو فریاد برآرم
یا روی ز جور تو به ملکی دگر آرم ۱
تا کی ز جفاهای تو ای شوخ ستمگر
از دیده من غمزده خون جگر آرم ۲
هر چند که از غمزه دلدوز زنی تیر
بیچاره من خسته ز جانت سپر آرم ۳
در کلبه احزان من ار دوست درآید
از وجه زری چند و ز دیده گهر آرم ۴
غیر رخ او گر مه و خورشید درآیند
من ناکسم ار هیچ کسی در نظر آرم ۵
ای باد صبا بر سر کویش گذری کن
وز آمدن آن بت سیمین خبر آرم ۶
گر رو بکند پیشکشش جان جهان را
قربان کنمش تا به سر ره گذر آرم ۷
گر زآنکه عنان سوی من خسته گراید
من دیده دشمن به سرانگشت برآرم ۸
یا روی ز جور تو به ملکی دگر آرم ۱
تا کی ز جفاهای تو ای شوخ ستمگر
از دیده من غمزده خون جگر آرم ۲
هر چند که از غمزه دلدوز زنی تیر
بیچاره من خسته ز جانت سپر آرم ۳
در کلبه احزان من ار دوست درآید
از وجه زری چند و ز دیده گهر آرم ۴
غیر رخ او گر مه و خورشید درآیند
من ناکسم ار هیچ کسی در نظر آرم ۵
ای باد صبا بر سر کویش گذری کن
وز آمدن آن بت سیمین خبر آرم ۶
گر رو بکند پیشکشش جان جهان را
قربان کنمش تا به سر ره گذر آرم ۷
گر زآنکه عنان سوی من خسته گراید
من دیده دشمن به سرانگشت برآرم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵۲ - دوش رویش به خواب می دیدم
گوهر بعدی:شماره ۹۵۴ - من امشب با سر زلفش سر و کاری عجب دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.