خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و عرفانی، با تصاویر زیبا از طبیعت و عناصر آسمانی مانند خورشید، ماه و ستارهها، احساسات شاعر را نسبت به معشوق و وصال با او بیان میکند. شاعر از شبهای هجران و انتظار برای دیدار معشوق میگوید و در نهایت به شکرگزاری و عشق پایدار خود اشاره میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۳۷ - آفتاب رویش از مشرق برآمد صبحدم
آفتاب رویش از مشرق برآمد صبحدم
حسن ماه و مشتری هم بر سر آمد صبحدم ۱
کس نمی یارد نشان دادن که سرو آید برم
سروناز ما ز لطفش دربر آمد صبحدم ۲
من ز آب دیده هر شب باز یاری کرده ام
تا گل بستان وصلم دربر آمد صبحدم ۳
در شب دیجور هجران ناله از جان می کنم
تا نگارم ناگهان از در درآمد صبحدم ۴
شکر آن دارم که من پروانه ام بر روی تو
همچو شمعت عمر دشمن آخر آمد صبحدم ۵
بنده صادق منم دانی که در شبهای هجر
لب ز مهرم خشک شد چشمم تر آمد صبحدم ۶
ماه مهرافروز من سر برزد از برج جهان
وز رخ چون آفتابش انور آمد صبحدم ۷
بحر معنی دار من تا درکشم در گوش او
همچو شمعی در میان لنگر آمد صبحدم ۸
حسن ماه و مشتری هم بر سر آمد صبحدم ۱
کس نمی یارد نشان دادن که سرو آید برم
سروناز ما ز لطفش دربر آمد صبحدم ۲
من ز آب دیده هر شب باز یاری کرده ام
تا گل بستان وصلم دربر آمد صبحدم ۳
در شب دیجور هجران ناله از جان می کنم
تا نگارم ناگهان از در درآمد صبحدم ۴
شکر آن دارم که من پروانه ام بر روی تو
همچو شمعت عمر دشمن آخر آمد صبحدم ۵
بنده صادق منم دانی که در شبهای هجر
لب ز مهرم خشک شد چشمم تر آمد صبحدم ۶
ماه مهرافروز من سر برزد از برج جهان
وز رخ چون آفتابش انور آمد صبحدم ۷
بحر معنی دار من تا درکشم در گوش او
همچو شمعی در میان لنگر آمد صبحدم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳۶ - تا دل به غم رخت نهادم
گوهر بعدی:شماره ۹۳۸ - نگار ماه روی سرو قدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.