خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلخستگی خود سخن میگوید. او از آتش عشق و هجران رنج میبرد و از معشوق خود میخواهد که با وصال و شراب عشق، درد او را تسکین دهد. شاعر همچنین از سحر چشمان معشوق و آشوب زلف او یاد میکند و بیان میکند که بیقراری و سرگشتگیاش همچون پیچوتاب زلف معشوق است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۹۲۵ - من دلخسته در عشقت خرابم
من دلخسته در عشقت خرابم
ببرده آتش عشق تو آبم ۱
گرم چون چشم مستت مست خواهی
بده جانا از آن لعلت شرابم ۲
به چشم ساحر و زلف پرآشوب
ببردی ای نگار از دیده خوابم ۳
دوای درد دل پرسیدم از دوست
چنین داد آن طبیب دل جوابم ۴
ز وصلت آب وصلی بر دلم زن
که من بر آتش هجران کبابم ۵
نکردی چاره ای از وصلم ای جان
چرا همچون جهان کردی خرابم ۶
مرا سرگشته می داری شب و روز
از آن چون زلف تو در پیچ و تابم ۷
ببرده آتش عشق تو آبم ۱
گرم چون چشم مستت مست خواهی
بده جانا از آن لعلت شرابم ۲
به چشم ساحر و زلف پرآشوب
ببردی ای نگار از دیده خوابم ۳
دوای درد دل پرسیدم از دوست
چنین داد آن طبیب دل جوابم ۴
ز وصلت آب وصلی بر دلم زن
که من بر آتش هجران کبابم ۵
نکردی چاره ای از وصلم ای جان
چرا همچون جهان کردی خرابم ۶
مرا سرگشته می داری شب و روز
از آن چون زلف تو در پیچ و تابم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲۴ - باد صبا از من رسان نزد دلارامم سلام
گوهر بعدی:شماره ۹۲۶ - به درد عشق تو درمان نیابم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.