خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد فراق معشوق خود رنج میبرد و دلبستگی عمیقی به او دارد. او توصیف میکند که چگونه معشوقش را میستاید و دلش به او پیوسته است، اما معشوق از حال زار او بیخبر است. شاعر آرزو میکند که شبی از بند فراق رها شود.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۸۶ - ز درد فراقت من خسته دل
ز درد فراقت من خسته دل
همیشه به روی توأم بسته دل ۱
دو دیده نگارا ز جان بسته ام
به طاق دو ابروت پیوسته دل ۲
دهان تو چون پسته و لب چو قند
ز جان بسته ام من درین پسته دل ۳
تویی فارغ از حال زارم ولی
مرا با تو بودست پیوسته دل ۴
چه چاره که چون مرغ جانم شده
به شست دو زلفین تو بسته دل ۵
ببینم شبی گویی اندر جهان
ز بند فراق تو وارسته دل ۶
همیشه به روی توأم بسته دل ۱
دو دیده نگارا ز جان بسته ام
به طاق دو ابروت پیوسته دل ۲
دهان تو چون پسته و لب چو قند
ز جان بسته ام من درین پسته دل ۳
تویی فارغ از حال زارم ولی
مرا با تو بودست پیوسته دل ۴
چه چاره که چون مرغ جانم شده
به شست دو زلفین تو بسته دل ۵
ببینم شبی گویی اندر جهان
ز بند فراق تو وارسته دل ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۵ - ای جهان تا کی بری فرمان دل
گوهر بعدی:شماره ۸۸۷ - ای دیده ی جان جهان در شست زلفت بسته دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.