خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و درد فراق معشوق مینالد و بیان میکند که با وجود رنجهای عشق، حاضر است همه چیز را فدای رضای معشوق کند. او از آتش هجران و جفای معشوق سخن میگوید، اما عشقش آنقدر عمیق است که حتی مرگ در راه این عشق برایش بیمعنی است.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا، هجران و فداکاری نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۸۶۷ - اگر ز دل کشم آهی به غم من غمناک
اگر ز دل کشم آهی به غم من غمناک
فتد ز آتش آهم غریو در افلاک ۱
اگرچه غمزه شوخ تو خون جانم ریخت
حلال کردمت ای نور دیده از دل پاک ۲
گر آن نگار ستمگر مرا به تیغ جفا
بکشت و مشکلم این کاو نبست بر فتراک ۳
یقین که در غم هجران تو نخواهم زیست
غم فراق تو باشد مرا نه بیم هلاک ۴
جهان و جان و تن و روح ما به تو زنده ست
اگر فدای رضای تو سر کنیم چه باک ۵
گر آستین وصالت شبی به دست آید
کنیم جامه جان راست تا به دامن چاک ۶
ز آب وصل تو باری همی زدم بر دل
زآتش شب هجرم نشانده ای بر خاک ۷
فتد ز آتش آهم غریو در افلاک ۱
اگرچه غمزه شوخ تو خون جانم ریخت
حلال کردمت ای نور دیده از دل پاک ۲
گر آن نگار ستمگر مرا به تیغ جفا
بکشت و مشکلم این کاو نبست بر فتراک ۳
یقین که در غم هجران تو نخواهم زیست
غم فراق تو باشد مرا نه بیم هلاک ۴
جهان و جان و تن و روح ما به تو زنده ست
اگر فدای رضای تو سر کنیم چه باک ۵
گر آستین وصالت شبی به دست آید
کنیم جامه جان راست تا به دامن چاک ۶
ز آب وصل تو باری همی زدم بر دل
زآتش شب هجرم نشانده ای بر خاک ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶۶ - به جان رسید دل من ز گردش افلاک
گوهر بعدی:شماره ۸۶۸ - ندارم در غم عشقت ز کس باک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.