خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از درد فراق و هجران معشوق می‌نالد و از بی‌تفاوتی او شکایت می‌کند. با وجود وعده‌های معشوق، شاعر از تأخیر در وصال ناراحت است. او خود را مانند حرف «الف» در انتظار معشوق می‌داند که به حرف «دال» (پشت خمیده) تبدیل شده است. شاعر با بلبل مقایسه می‌شود که از شوق نعره می‌زند. در پایان، شاعر اشاره می‌کند که عاقلان به نام و ننگ خود می‌اندیشند، اما او فارغ از همه چیز است و امیدوار است که با لطف معشوق به آرزوهایش برسد.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۸۳۱ - ای دل ما را به دردت حال خوش

ای دل ما را به دردت حال خوش
کرده ای کار مرا پامال خوش ۱

حال من زارست در هجران تو
کی تو پرسیدی مرا احوال خوش ۲

وعده ی وصلم دهی امّا چه سود
می کنی در وعده ام اهمال خوش ۳

چون الف بودم قدی در وصل تو
کرده ای پشت دلم چون دال خوش ۴

نعره های شوق بر گل می زنم
بلبل بستان نباشد لال خوش ۵

عاقلان در بند نام و ننگ خویش
فارغ از هر دو جهان ابدال خوش ۶

گرچه احوال جهان آشفته گشت
بو که از لطفم بود آمال خوش ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۳۰ - در فراقت من نکردم خواب خوش
گوهر بعدی:شماره ۸۳۲ - بیا تا در برت گیرم چو جان خوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.