خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید. او از درد فراق و اشتیاق دیدار مینالد و از صبا (باد) میخواهد که بوی پیراهن معشوق را برایش بیاورد. شاعر همچنین از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دلش یاد میکند و آرزو میکند که بتواند در کنار معشوق باشد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای گروههای سنی پایین پیچیده باشد.
شماره ۸۲۸ - گر زنم آهی بسوزم خرمنش
گر زنم آهی بسوزم خرمنش
ای مسلمانان بگویید از منش ۱
تا به حالم رحمتی آرد کنون
ورنه در عشقش بگیرم دامنش ۲
چون بدیدم حسن رویش را به دل
گفتم الحمدی بدم پیرامنش ۳
ای صبا گر سوی کنعان بگذری
نزدم آور بویی از پیراهنش ۴
هم عنایت بودمی ای کاجکی
تا به دیده رفتمی من مأمنش ۵
دست دل نگذارم از زلف دوتا
ای صبا من، تا نگردی ضامنش ۶
ای مسلمانان بگویید از منش ۱
تا به حالم رحمتی آرد کنون
ورنه در عشقش بگیرم دامنش ۲
چون بدیدم حسن رویش را به دل
گفتم الحمدی بدم پیرامنش ۳
ای صبا گر سوی کنعان بگذری
نزدم آور بویی از پیراهنش ۴
هم عنایت بودمی ای کاجکی
تا به دیده رفتمی من مأمنش ۵
دست دل نگذارم از زلف دوتا
ای صبا من، تا نگردی ضامنش ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۷ - صبحدم آورد بویی سویم از پیراهنش
گوهر بعدی:شماره ۸۲۹ - ز مهرویان بود گویا وفا خوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.