خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از درد فراق و عشق نافرجام خود می‌گوید. با وجود رنج‌ها و ناامیدی‌ها، هنوز امید به وصال و مهر معشوق در دل دارد. اشک‌ها و ناله‌هایش بی‌پاسخ مانده، اما عشق و وفاداری او پابرجاست.

محتوا شامل مضامین عاشقانه‌ی عمیق و رنج‌های عاطفی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک بالاتر از عواطف انسانی است.

مشاهده کامل

شماره ۷۹۶ - در فراقش رود خون از دیده می بارم هنوز

در فراقش رود خون از دیده می بارم هنوز
وان ستمگر می نگوید ترک آزارم هنوز ۱

سالها تا گلبن مقصود را می پرورم
زآب چشم و بر نمی آید گل از خارم هنوز ۲

گرچه بر باد هوس شد خرمن امّید من
تخم مهرش بر جبین دوستی کارم هنوز ۳

گرچه صد داغست بر جانم ز هجران نگار
داغ مهرش بر جبین دوستی دارم هنوز ۴

دلبر از کوی محبّت پای اگر بیرون نهاد
من به دست ناامیدی سر نمی خارم هنوز ۵

زاری و افغان من بی او گذشت اندر فلک
وآن نگار آگه نگشت از ناله ی زارم هنوز ۶

گرچه در مهرش مرا جان و جهان از دست رفت
همچنان رحمت امیدست از جهاندارم هنوز ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۹۵ - بار عشق تو مرا بر دل و جانست هنوز
گوهر بعدی:شماره ۷۹۷ - دیگر چه فتنه می کند این باد مشک بیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.