خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و هجران معشوق میگوید و درد دلهای خود را بیان میکند. او از عمر کوتاه و شتابان شکایت دارد و آرزوی دیدار معشوق را دارد. شاعر از غم عشق و تنهایی مینالد و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. او از رازداری در عشق سخن میگوید و تمثیلهایی مانند شمع و کبوتر را برای بیان حال خود به کار میبرد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از تمثیلها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۷۹ - هست چون زلف بتانم هوس عمر دراز
هست چون زلف بتانم هوس عمر دراز
تا دمی درد دل خویش بگویم به تو باز ۱
سر به گوش تو نهم حال جهان عرضه دهم
تا نظر بر من بیچاره کنی از سر ناز ۲
سرّ عشق تو نخواهم که بگویم با کس
خاصه با باد صبا کاو نبود محرم راز ۳
دور وصل تو چو عمرست شتابان چه کنم
چند نالم ز غم عشق تو شبهای دراز ۴
چند پیش رخ مه پیکر تو جان جهان
همچو شمعی بود از هجر تو در سوز و گداز ۵
چند گویم به لب آمد ز غمم جان عزیز
چند گویی به من خسته که با درد بساز ۶
دل بیچاره ی من با غم عشقت چه کند
چون کبوتر نتواند که کند حمله به باز ۷
مرغ جان من مسکین به هواداری تو
آن تواند که کند بر سر کویت پرواز ۸
وا پس آ جان گرامی به تنم تا گویند
عمر بگذشت ولی جان به جهان آمد باز ۹
تا دمی درد دل خویش بگویم به تو باز ۱
سر به گوش تو نهم حال جهان عرضه دهم
تا نظر بر من بیچاره کنی از سر ناز ۲
سرّ عشق تو نخواهم که بگویم با کس
خاصه با باد صبا کاو نبود محرم راز ۳
دور وصل تو چو عمرست شتابان چه کنم
چند نالم ز غم عشق تو شبهای دراز ۴
چند پیش رخ مه پیکر تو جان جهان
همچو شمعی بود از هجر تو در سوز و گداز ۵
چند گویم به لب آمد ز غمم جان عزیز
چند گویی به من خسته که با درد بساز ۶
دل بیچاره ی من با غم عشقت چه کند
چون کبوتر نتواند که کند حمله به باز ۷
مرغ جان من مسکین به هواداری تو
آن تواند که کند بر سر کویت پرواز ۸
وا پس آ جان گرامی به تنم تا گویند
عمر بگذشت ولی جان به جهان آمد باز ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷۸ - آخر نظری کن به من ای سرو روان باز
گوهر بعدی:شماره ۷۸۰ - سروی به خون دیده بپروردمش به ناز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.