خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و هجران معشوق خود می‌نالد و درد دوری و بی‌قراری خود را بیان می‌کند. او از زیبایی و جذابیت معشوق سخن می‌گوید و التماس می‌کند که معشوق به او توجه کند و رهایش نسازد. شاعر خود را فدایی معشوق می‌داند و از جان و دل او را می‌خواهد.

این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان کم‌سن و سال نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۷۳۲ - چو چشمانت منم پیوسته بیمار

چو چشمانت منم پیوسته بیمار
به محراب دو ابرویت گرفتار ۱

ز هجران تو بیمارم طبیبا
به وصل خود مرا تیمار می دار ۲

مرا تا کی چنین سرگشته داری
به قرطاس فراقت همچو پرگار ۳

برفت از پیشم آن سرو سمن بوی
کجا سرو روان آمد به رفتار ۴

ربود از من دل آن ماه سخنگوی
شنیدستی که ماه آید به گفتار ۵

تو خوش خفته به خواب صبحگاهی
منم بیچاره در عشق تو بیدار ۶

گرم بر باد غم چون خاک برداد
منم از جان و دل او را خریدار ۷

جواز بار هجرانت ز جانم
به لطف خویشتن ای دوست بردار ۸

من از جان و جهان و شادکامی
شدم بی وصل تو از جمله بیزار ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۳۱ - من مسکین نه دل دارم نه دلدار
گوهر بعدی:شماره ۷۳۳ - کس ندیدست سرو در رفتار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.