خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر درد هجران و عشق ناکام است. شاعر از بیقراری دل خود میگوید که جز معشوق به چیزی نمیاندیشد و حتی نعمات بهشت نیز در نظرش خوشایند نیست. اشکهای خونین و دلآزردگی از جدایی، مضمون اصلی شعر است.
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'خون دیده' و 'بلای دل' برای درک کامل نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، موضوعات عشق ناکام و رنج هجران ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۷۰۳ - تو را به کون و مکان سر فرو نمی آید
تو را به کون و مکان سر فرو نمی آید
مرا دلی که صبوری از او نمی آید ۱
اگر جهان همه حور بهشت خواهد بود
چه چاره چون به خیالم جز او نمی آید ۲
وگر به روضه خلدم قصور عرضه کنند
به جان تو که به چشمم نکو نمی آید ۳
شبی نمی گذرد بر من از غم هجران
که خون دیده به رویم فرو نمی آید ۴
از این بلای دل و دیده جفاکش من
عجب که مردم چشمم برو نمی آید ۵
به آب دیده توان دید خون چشمم را
به قطره قطره ی خون کاو فرو نمی آید ۶
اگر جهان همه پر چشمه حیات شود
به غیر خون دل ما به جو نمی آید ۷
مرا دلی که صبوری از او نمی آید ۱
اگر جهان همه حور بهشت خواهد بود
چه چاره چون به خیالم جز او نمی آید ۲
وگر به روضه خلدم قصور عرضه کنند
به جان تو که به چشمم نکو نمی آید ۳
شبی نمی گذرد بر من از غم هجران
که خون دیده به رویم فرو نمی آید ۴
از این بلای دل و دیده جفاکش من
عجب که مردم چشمم برو نمی آید ۵
به آب دیده توان دید خون چشمم را
به قطره قطره ی خون کاو فرو نمی آید ۶
اگر جهان همه پر چشمه حیات شود
به غیر خون دل ما به جو نمی آید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۲ - عقل با عشق بر نمی آید
گوهر بعدی:شماره ۷۰۴ - اگر نقاب بت من ز چهره بگشاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.