خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و وفاداری، جفاهای معشوق، دل‌بستگی به یار و امید به وصال سخن می‌گوید. او از درد فراق، مستی نگاه معشوق و بی‌وفایی‌هایش شکایت دارد، اما همچنان به لطف و محبت او امیدوار است.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل‌درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۶۷۶ - امید بود که یار از سر وفا نرود

امید بود که یار از سر وفا نرود
به جان خسته دلان بیش ازین جفا نرود ۱

اگرچه لعل لبت خون ما نهان می ریخت
ز چشم مست تو باید که بر ملا نرود ۲

دلم برفت به یغمای آن دو چشم و دو زلف
چو مست و کافر و بی دین بود چرا نرود ۳

چنین که زلف تو بر روی چون مه آشفتست
نسیم مشک تتاری بگو کجا نرود ۴

گمان نبود دلم کاو وفا کند با من
عزیز من نظر دوستان خطا نرود ۵

سلام من که رساند بدان نگار شبی
چو در حریم وصالش بجز صبا نرود ۶

صبا زمین ادب را ببوس و خدمت کن
بجز دعات بگو بر زبان ما نرود ۷

مریض عشق تو شد در جهان دلم باری
یقین طبیب دل من که بی دوا نرود ۸

اگر به لطف نوازی دل حزین مرا
گدا ز درگه لطف تو پادشا نرود ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۷۵ - دلبرا نقش خیالت ز دل ما نرود
گوهر بعدی:شماره ۶۷۷ - سرو سیمینم به تنها می رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.