خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از عشق و دل‌بستگی به معشوق می‌گوید که با وجود آزاد بودن معشوق، او به او وابسته شده است. معشوق با وجود قول و عهد، وفا نکرده و این باعث رنجش شاعر شده است. شاعر از بی‌وفایی دنیا و بی‌بنیاد بودن عهد معشوق شکایت دارد.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند بی‌وفایی و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۶۵۱ - خاطرم از هر دو کون آزاد بود

خاطرم از هر دو کون آزاد بود
با خیالش روز و شب دلشاد بود ۱

در خیالم قدّ آن دلبر گذشت
چون بدیدم قامت شمشاد بود ۲

پیش قدّش بنده گشتم رایگان
گرچه یار ما چو سرو آزاد بود ۳

داد من یک لحظه از وصلش نداد
وآنچه کرد او بر من از بیداد بود ۴

بر سر کوی جفایش از دلم
شب همه شب ناله و فریاد بود ۵

قول و عهدی بود ما را در میان
عهد بشکستی و قولت باد بود ۶

چون وفایی نیست در عهد جهان
زان سبب عهد تو بی بنیاد بود ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۵۰ - یاری که همه میل دلش سوی وفا بود
گوهر بعدی:شماره ۶۵۲ - درد ما را دوا تواند بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.