خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد هجران و دوری از معشوق سخن میگوید و بیان میکند که بدون حضور معشوق، جهان برایش بیارزش است. او از وابستگی شدید دلش به معشوق میگوید و تأکید میکند که بدون او حتی در بهشت نیز آرامش نخواهد داشت.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استفاده از استعارههای ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، موضوعات عاشقانهی آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۶۴۸ - بی رخت دیده کی جهان بیند
بی رخت دیده کی جهان بیند
یا به جای تو غیر بگزیند ۱
دل من شد به خار هجر تو ریش
گل ز باغ وصال کی چیند ۲
چونکه با زلف و خالت انس گرفت
جای دیگر چگونه بنشیند ۳
گر خرامی به باغ سرو روان
درد از آن قامت تو برچیند ۴
گر به جنّت نه همدمم باشی
یک زمان بی رخ تو ننشیند ۵
یا به جای تو غیر بگزیند ۱
دل من شد به خار هجر تو ریش
گل ز باغ وصال کی چیند ۲
چونکه با زلف و خالت انس گرفت
جای دیگر چگونه بنشیند ۳
گر خرامی به باغ سرو روان
درد از آن قامت تو برچیند ۴
گر به جنّت نه همدمم باشی
یک زمان بی رخ تو ننشیند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۷ - بی تو چشمم جهان نمی بیند
گوهر بعدی:شماره ۶۴۹ - دل را نسیم زلف معنبر دوا بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.