خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر به زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر طبیعت و اطرافیان میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند سرو، گل، شمع و بلبل، زیبایی معشوق را توصیف میکند و نشان میدهد که حضور او باعث درخشش و معنیبخشی به همه چیز میشود.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و واژگان کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۴۱ - با قامت تو سرو به بستان چه می کند
با قامت تو سرو به بستان چه می کند
گل با رخت بگو به گلستان چه می کند ۱
چون بر گل رخ تو چو من عندلیب نیست
در مدح روی خوب تو دستان چه می کند ۲
هر دیده کاو فروغ رخت را ز دور دید
آخر بگو که شمع شبستان چه می کند ۳
خسرو چو یافت آن لب شیرین به کام دل
با لعل دلکشت شکرستان چه می کند ۴
گرچه مکررست حدیث شکر ولی
پیش لب تو قند لرستان چه می کند ۵
هر گوش و هوش کز لب تو قصّه ای شنید
صوت هزار و بلبل بستان چه می کند ۶
هرکس که روی چون گل تو در جهان بدید
فصل بهار و برگ زمستان چه می کند ۷
گل با رخت بگو به گلستان چه می کند ۱
چون بر گل رخ تو چو من عندلیب نیست
در مدح روی خوب تو دستان چه می کند ۲
هر دیده کاو فروغ رخت را ز دور دید
آخر بگو که شمع شبستان چه می کند ۳
خسرو چو یافت آن لب شیرین به کام دل
با لعل دلکشت شکرستان چه می کند ۴
گرچه مکررست حدیث شکر ولی
پیش لب تو قند لرستان چه می کند ۵
هر گوش و هوش کز لب تو قصّه ای شنید
صوت هزار و بلبل بستان چه می کند ۶
هرکس که روی چون گل تو در جهان بدید
فصل بهار و برگ زمستان چه می کند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۰ - مسکین دلم ز درد تو فریاد می کند
گوهر بعدی:شماره ۶۴۲ - جادوی چشمان شوخت چاره سازی می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.