خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و دلباختگی سخن میگوید. شاعر از درد فراق و سوز عشق مینالد و زیبایی معشوق را توصیف میکند. او از تأثیرات عمیق عشق بر روح و روان خود میگوید و چگونه معشوق با نگاه و زلف پریشانش دل او را اسیر کرده است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شماره ۶۲۷ - دل ستد از دستم و در پا فکند
دل ستد از دستم و در پا فکند
آتش عشقش به دل ما فکند ۱
بانگ ز عشّاق برآمد تمام
زلف ز رخسار چو بالا فکند ۲
زلف پریشان تو باز آن دلم
بردش و در بوته سودا فکند ۳
پرده برانداخت ز روی آفتاب
تابش اندر دل خارا فکند ۴
از نظرم دور نشد یک زمان
تا نظری بر من شیدا فکند ۵
عشق تو بربود ز ما صبر و هوش
در دو جهان حسن تو غوغا فکند ۶
دام سر زلف تو بس صید کرد
مرغ دل ما نه به تنها فکند ۷
آتش عشقش به دل ما فکند ۱
بانگ ز عشّاق برآمد تمام
زلف ز رخسار چو بالا فکند ۲
زلف پریشان تو باز آن دلم
بردش و در بوته سودا فکند ۳
پرده برانداخت ز روی آفتاب
تابش اندر دل خارا فکند ۴
از نظرم دور نشد یک زمان
تا نظری بر من شیدا فکند ۵
عشق تو بربود ز ما صبر و هوش
در دو جهان حسن تو غوغا فکند ۶
دام سر زلف تو بس صید کرد
مرغ دل ما نه به تنها فکند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۶ - سرو قدّت سایه تا بر ما فکند
گوهر بعدی:شماره ۶۲۸ - سایه سرو بلندش گر به ما می افکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.