خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و دلبستگی شاعر به معشوقهاش سخن میگوید. شاعر از زیبایی، ناز و غمزههای معشوقه و تأثیر عمیق آن بر دل خود مینویسد. همچنین، از درد فراق و غم عشق شکایت میکند و در نهایت به امید بخشش خداوند اشاره مینماید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۶۱۸ - خالیست بر آن لبان دلبند
خالیست بر آن لبان دلبند
همچون مگسی نشسته بر قند ۱
چندان به کرشمه شیوه ها کرد
تا کرد دلم به زلف پابند ۲
از ما بربود صبر و آرام
تا زلف به روی مه پراکند ۳
آن غمزه ی شوخ همچو پیکان
مرغ دل ما به دامش افکند ۴
بردی دل عالمی به دستان
این سرکشی و عتاب تا چند ۵
از سلسله دو زلف مشکین
تار دل ما فتاد در بند ۶
دیوانه دلم ز پیر معنی
حاصل چه بود چه نشنود پند ۷
بار غم عشق بر دل من
کوهیست عظیم چون دماوند ۸
مهر رخ آن صنم تو گویی
با جان جهانش هست پیوند ۹
ار بنده گناه اگرچه باشد
هم عفو کند مگر خداوند ۱۰
همچون مگسی نشسته بر قند ۱
چندان به کرشمه شیوه ها کرد
تا کرد دلم به زلف پابند ۲
از ما بربود صبر و آرام
تا زلف به روی مه پراکند ۳
آن غمزه ی شوخ همچو پیکان
مرغ دل ما به دامش افکند ۴
بردی دل عالمی به دستان
این سرکشی و عتاب تا چند ۵
از سلسله دو زلف مشکین
تار دل ما فتاد در بند ۶
دیوانه دلم ز پیر معنی
حاصل چه بود چه نشنود پند ۷
بار غم عشق بر دل من
کوهیست عظیم چون دماوند ۸
مهر رخ آن صنم تو گویی
با جان جهانش هست پیوند ۹
ار بنده گناه اگرچه باشد
هم عفو کند مگر خداوند ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۷ - مرا ز دوستی دوست دشمنان بیشند
گوهر بعدی:شماره ۶۱۹ - دلبر چه کرد با من مسکین مستمند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.