خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و ایثارگرانه شاعر به معشوق است. شاعر از تواناییهای معشوق در عشقبازی و نوازش دلها سخن میگوید و از رنج هجران و اشتیاق خود مینالد. او عشق خود را حقیقی و مهر معشوق را مجازی میداند و در نهایت، معشوق را محمود (ستوده) خطاب میکند و خود را بندهاش میخواند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و عشق مجازی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۶۰۰ - دل من عشق بازی نیک داند
دل من عشق بازی نیک داند
لبت عاشق نوازی نیک داند ۱
چو بر بازیست دل در کار عشقت
به جان تو که بازی نیک داند ۲
دلم در بوته ی هجران رویت
بر آتش جان گدازی نیک داند ۳
خیالت را دو دیده مردم چشم
به مهمان ترک تازی نیک داند ۴
مرا با روی تو عشقی حقیقیست
ولی مهرت مجازی نیک داند ۵
تو محمودی و جان در بندگیت
تو خود دانی ایازی نیک داند ۶
دل من چون کبوتر می طپد زان
که عشقت شاه بازی نیک داند ۷
جهان در کار عشقت کرد جان را
چرا کاو عشق بازی نیک داند ۸
لبت عاشق نوازی نیک داند ۱
چو بر بازیست دل در کار عشقت
به جان تو که بازی نیک داند ۲
دلم در بوته ی هجران رویت
بر آتش جان گدازی نیک داند ۳
خیالت را دو دیده مردم چشم
به مهمان ترک تازی نیک داند ۴
مرا با روی تو عشقی حقیقیست
ولی مهرت مجازی نیک داند ۵
تو محمودی و جان در بندگیت
تو خود دانی ایازی نیک داند ۶
دل من چون کبوتر می طپد زان
که عشقت شاه بازی نیک داند ۷
جهان در کار عشقت کرد جان را
چرا کاو عشق بازی نیک داند ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۹ - دل من در طلبکاری وصل تو به جان آمد
گوهر بعدی:شماره ۶۰۱ - آنان که مهر روی چو ماه تو دیده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.