خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق و شور و هیجان آن سخن میگوید. شاعر از برق عشق، دلهای مشتاق، انتظار برای باد موافق، و تأثیر عشق بر جان و دل سخن میگوید. او از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد میکند که میتواند جان را دگرگون کند و از رگها خون عشق جاری سازد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۳۴۷ - برق عشق از آتش و از خون جهد
برق عشق از آتش و از خون جهد
چون به جان و دل رسد بیچون جهد ۱
دل کسی دارد که در جانش ز عشق
هر زمانی برق دیگرگون جهد ۲
کشتیم بر آب دریا هست و من
منتظر تا باد دریا چون جهد ۳
گر نباشد باد سخت از پیش و پس
بو که این کشتیم با هامون جهد ۴
کشتیی هرگز ازین دریای ژرف
هیچکس را جست تا اکنون جهد ۵
کی بود آخر که بادی در رسد
در خم آن طرهٔ میگون جهد ۶
بوی زلف او به جان ما رسد
دل ز دست صد بلا بیرون جهد ۷
خون عشقش هر شبی زان میخورم
تا رگم در عشق روزافزون جهد ۸
چون رگ عشق تو دارم خون بیار
تا درآشامم که از رگ خون جهد ۹
گر کند عطار از زلفش رسن
از میان چنبر گردون جهد ۱۰
چون به جان و دل رسد بیچون جهد ۱
دل کسی دارد که در جانش ز عشق
هر زمانی برق دیگرگون جهد ۲
کشتیم بر آب دریا هست و من
منتظر تا باد دریا چون جهد ۳
گر نباشد باد سخت از پیش و پس
بو که این کشتیم با هامون جهد ۴
کشتیی هرگز ازین دریای ژرف
هیچکس را جست تا اکنون جهد ۵
کی بود آخر که بادی در رسد
در خم آن طرهٔ میگون جهد ۶
بوی زلف او به جان ما رسد
دل ز دست صد بلا بیرون جهد ۷
خون عشقش هر شبی زان میخورم
تا رگم در عشق روزافزون جهد ۸
چون رگ عشق تو دارم خون بیار
تا درآشامم که از رگ خون جهد ۹
گر کند عطار از زلفش رسن
از میان چنبر گردون جهد ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۶ - گر دلبرم به یک شکر از لب زبان دهد
گوهر بعدی:غزل ۳۴۸ - زلف را چون به قصد تاب دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.