خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید. او از فراق و وصال، زیبایی معشوق، و تأثیر عمیق عشق بر جان خود صحبت میکند. تصاویری مانند زلف معطّر، روی ماهپیکر، و عنبرسارا برای توصیف معشوق به کار رفتهاند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.
شماره ۵۸۲ - رمید دل ز من خسته پیش دلبر شد
رمید دل ز من خسته پیش دلبر شد
دماغ جان ز سر زلف او معطّر شد ۱
چو روی آن بت رعنا بدید از سر شوق
ز جان غلام رخ یار ماه پیکر شد ۲
اگرچه زلف سیاهت به شب رهش گم کرد
به بوی عنبر ساراش باز رهبر شد ۳
به یاد دوش کشیدم به خواب طرّه یار
دو دستم از سر زلفین او معنبر شد ۴
درآمد از درم آن ماه روی سیم اندام
ز روش کلبه احزان ما منوّر شد ۵
اگرچه کرّه بی باک چرخ، توسن بود
به تازیانه وصلش دگر مسخّر شد ۶
وصال دوست به زاری زار می جستم
هزار شکر که آن دولتم میسّر شد ۷
چو روی تو نبود نقش در جهان باری
به کارگاه خیالم چنین مصوّر شد ۸
چرا تو دست برآورده ای به غارت دل
مگر به دور جمالت جهان مسخّر شد ۹
دماغ جان ز سر زلف او معطّر شد ۱
چو روی آن بت رعنا بدید از سر شوق
ز جان غلام رخ یار ماه پیکر شد ۲
اگرچه زلف سیاهت به شب رهش گم کرد
به بوی عنبر ساراش باز رهبر شد ۳
به یاد دوش کشیدم به خواب طرّه یار
دو دستم از سر زلفین او معنبر شد ۴
درآمد از درم آن ماه روی سیم اندام
ز روش کلبه احزان ما منوّر شد ۵
اگرچه کرّه بی باک چرخ، توسن بود
به تازیانه وصلش دگر مسخّر شد ۶
وصال دوست به زاری زار می جستم
هزار شکر که آن دولتم میسّر شد ۷
چو روی تو نبود نقش در جهان باری
به کارگاه خیالم چنین مصوّر شد ۸
چرا تو دست برآورده ای به غارت دل
مگر به دور جمالت جهان مسخّر شد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۱ - یار بی جرمی ز من بیزار شد
گوهر بعدی:شماره ۵۸۳ - تا که شمع جمال او برشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.