خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه از عشق و فراق سخن میگوید. شاعر از دلبستگی به معشوق، رنج هجران و آرزوی وصال میسراید. او زیباییهای معشوق را با تصاویر طبیعی مانند سرو و گل مقایسه میکند و از درد دوری مینالد. در پایان، امیدوار است که شب هجران به پایان برسد.
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات آن نیاز به درک ادبی دارد که معمولاً از سن نوجوانی به بعد توسعه مییابد.
شماره ۵۵۴ - هر کرا دل متمایل به جمالی باشد
هر کرا دل متمایل به جمالی باشد
در دو چشمش ز رخ یار خیالی باشد ۱
دل بیچاره ام از دست خیالت خون شد
خرّم آن دم که مرا با تو وصالی باشد ۲
نکنی یاد من خسته مبادا صنما
بر دلت از من بیچاره ملالی باشد ۳
چون قد و قامت تو سرو نروید به چمن
چون لب لعل تو گر آب زلالی باشد ۴
گل چو رنگ رخ تو نیست به بستان جهان
یا به بالای بلند تو نهالی باشد ۵
گفتم ای دل مرو اندر پی دلبر زنهار
که فراق رخ آن دوست وبالی باشد ۶
ای دل خسته فراقش به کمالست مگر
شب هجران تو را نیز زوالی باشد ۷
در دو چشمش ز رخ یار خیالی باشد ۱
دل بیچاره ام از دست خیالت خون شد
خرّم آن دم که مرا با تو وصالی باشد ۲
نکنی یاد من خسته مبادا صنما
بر دلت از من بیچاره ملالی باشد ۳
چون قد و قامت تو سرو نروید به چمن
چون لب لعل تو گر آب زلالی باشد ۴
گل چو رنگ رخ تو نیست به بستان جهان
یا به بالای بلند تو نهالی باشد ۵
گفتم ای دل مرو اندر پی دلبر زنهار
که فراق رخ آن دوست وبالی باشد ۶
ای دل خسته فراقش به کمالست مگر
شب هجران تو را نیز زوالی باشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۳ - درد ما را ز وصال تو دوا کی باشد
گوهر بعدی:شماره ۵۵۵ - گفتم ای دل مگرش مهر و وفایی باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.