هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و فنا شدن در این عشق سخن میگوید. او از مقصود بودن خداوند و فدا کردن عقل، دل و جان در راه این عشق صحبت میکند. شاعر همچنین به مفهوم وجود و عدم و رابطه انسان با خدا اشاره میکند و از لطف و جود خداوند در بخشیدن وجود به انسان سخن میگوید. در نهایت، شاعر از رهایی از موانع و رسیدن به حقیقت عشق الهی صحبت میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم عرفانی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۴۳ - ای کوی توام مقصد و ای روی تو مقصود
ای کوی توام مقصد و ای روی تو مقصود
وی آتش عشق تو دلم سوخته چون عود ۱
چه باک اگرم عقل و دل و جان بنماند
گو هیچ ممان زانکه تویی زین همه مقصود ۲
در عشق تو جانم که وجود و عدمش نیست
دانی تو که چون است نه معدوم و نه موجود ۳
هر آدمیی را که کفی خاک سیاه است
بی واسطه دادی تو وجودی ز سر جود ۴
چون ژنده قبایی است که آن خاص ایاز است
تا چند کند سرکشی از خلعت محمود ۵
مردانه در این راه درآ ای دل غافل
کز عشق نه مقبول بود مرد نه مردود ۶
چون خضر برون آی ازین سد نهادت
تا باز گشایند تو را این ره مسدود ۷
هرچیز که در هر دو جهان بستهٔ آنی
آن است تورا در دو جهان مونس و معبود ۸
عطار اگر سایه صفت گم شود از خود
خورشید بقا تابدش از طالع مسعود ۹
وی آتش عشق تو دلم سوخته چون عود ۱
چه باک اگرم عقل و دل و جان بنماند
گو هیچ ممان زانکه تویی زین همه مقصود ۲
در عشق تو جانم که وجود و عدمش نیست
دانی تو که چون است نه معدوم و نه موجود ۳
هر آدمیی را که کفی خاک سیاه است
بی واسطه دادی تو وجودی ز سر جود ۴
چون ژنده قبایی است که آن خاص ایاز است
تا چند کند سرکشی از خلعت محمود ۵
مردانه در این راه درآ ای دل غافل
کز عشق نه مقبول بود مرد نه مردود ۶
چون خضر برون آی ازین سد نهادت
تا باز گشایند تو را این ره مسدود ۷
هرچیز که در هر دو جهان بستهٔ آنی
آن است تورا در دو جهان مونس و معبود ۸
عطار اگر سایه صفت گم شود از خود
خورشید بقا تابدش از طالع مسعود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۶۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۲ - یک حاجتم ز وصل میسر نمیشود
گوهر بعدی:غزل ۳۴۴ - هرچه در هر دو جهان جانان نمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.