خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق و هجران میگوید، اما با امید به وصال، غم را قابل تحمل میداند. او عشق و فداکاری را ستایش میکند و از محبوب میخواهد که به حال گدایان عشق نظر کند. متن پر از احساسات عمیق عاشقانه و امید به دیدار معشوق است.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آنها برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۵۳۹ - اگرچه بر دلم از هجر صد ستم باشد
اگرچه بر دلم از هجر صد ستم باشد
ولی امید وصال ار بود چه غم باشد ۱
وگرچه خسته و زاری دلا مباد آن روز
که سایه غم او از سر تو کم باشد ۲
قدم به پرسش بیمار نه که خواهم کرد
هزار جان گرامی فدا گرم باشد ۳
دلم ز روز فراقت به جان رسید کنون
گرش به وصل نوازی شبی کرم باشد ۴
کجا به حال گدایان نظر کنی شاها
تو را که ملک سلیمان و جام جم باشد ۵
همیشه پشت مرادم به زیر بار فراق
هلال وار چو ابروی دوست خم باشد ۶
کسی که بر در وصل تو جان دهد چو جهان
میان حلقه ی عشّاق محترم باشد ۷
ولی امید وصال ار بود چه غم باشد ۱
وگرچه خسته و زاری دلا مباد آن روز
که سایه غم او از سر تو کم باشد ۲
قدم به پرسش بیمار نه که خواهم کرد
هزار جان گرامی فدا گرم باشد ۳
دلم ز روز فراقت به جان رسید کنون
گرش به وصل نوازی شبی کرم باشد ۴
کجا به حال گدایان نظر کنی شاها
تو را که ملک سلیمان و جام جم باشد ۵
همیشه پشت مرادم به زیر بار فراق
هلال وار چو ابروی دوست خم باشد ۶
کسی که بر در وصل تو جان دهد چو جهان
میان حلقه ی عشّاق محترم باشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۸ - تا مرا طاقت هجران و توانم باشد
گوهر بعدی:شماره ۵۴۰ - تا به کی در دل من درد تو پنهان باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.