خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد عشق و فراق سخن میگوید. شاعر از دلسوختگی، شبهای بیقراری، و آرزوی وصال معشوق مینویسد. او خود را خاکِ پای معشوق میداند و از درد هجران مینالد، اما عشقش را پایدار و صبورانه توصیف میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۵۳۰ - دل عاشق ز غم پردرد باشد
دل عاشق ز غم پردرد باشد
رخش از درد دوری زرد باشد ۱
به شبهای فراق روی دلبر
ز خورد و خواب دایم فرد باشد ۲
نه در خورد منست این آرزو لیک
شب وصلت مرا در خورد باشد ۳
منم خاک سر کویت مبادا
ز ما بر خاطر تو گرد باشد ۴
کسی آگه شود بر دردم ای جان
به عشق او که صاحب درد باشد ۵
تو می دانی مرا در هجر رویت
دلی بس گرم و آهی سر باشد ۶
کسی کاو را بود صبر از نگاری
به عشق او که صاحب درد باشد ۷
رخش از درد دوری زرد باشد ۱
به شبهای فراق روی دلبر
ز خورد و خواب دایم فرد باشد ۲
نه در خورد منست این آرزو لیک
شب وصلت مرا در خورد باشد ۳
منم خاک سر کویت مبادا
ز ما بر خاطر تو گرد باشد ۴
کسی آگه شود بر دردم ای جان
به عشق او که صاحب درد باشد ۵
تو می دانی مرا در هجر رویت
دلی بس گرم و آهی سر باشد ۶
کسی کاو را بود صبر از نگاری
به عشق او که صاحب درد باشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۹ - گرچه بیداد جفای تو به غایت باشد
گوهر بعدی:شماره ۵۳۱ - بر سر مات اگر گذر باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.