خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از آمدن باد صبا و پیامهای عاشقانهای که با خود آورده سخن میگوید. او از عطر دلانگیز نسیم، زیبایی معشوق و تأثیر آن بر روح و جان خود میسراید. همچنین، از زندگی دوبارهای که با یاد معشوق به دست آورده و آرزوی خاک شدن در راه او را دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۹۳ - صبا آمد پیامی سویم آورد
صبا آمد پیامی سویم آورد
مگر زان دلبر گلبویم آورد ۱
که بستان شد معطّر از نسیمش
چو از زلف بت مه رویم آورد ۲
هوا گویی ز لطفش مشک بیزست
که بویی زان خم گیسویم آورد ۳
بسی منّت ز باد صبح دارم
کز آن زلف معنبر بویم آورد ۴
خضر سان زندگی از سر گرفتم
که آب زندگی زان جویم آورد ۵
جهان را جان شیرین با تن آمد
حیاتی زآن لب دلجویم آورد ۶
شوم خاک سر کویت نگارا
که آبی از رخت با رویم آورد ۷
مگر زان دلبر گلبویم آورد ۱
که بستان شد معطّر از نسیمش
چو از زلف بت مه رویم آورد ۲
هوا گویی ز لطفش مشک بیزست
که بویی زان خم گیسویم آورد ۳
بسی منّت ز باد صبح دارم
کز آن زلف معنبر بویم آورد ۴
خضر سان زندگی از سر گرفتم
که آب زندگی زان جویم آورد ۵
جهان را جان شیرین با تن آمد
حیاتی زآن لب دلجویم آورد ۶
شوم خاک سر کویت نگارا
که آبی از رخت با رویم آورد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۲ - آن کس که به قدرت ز ازل نیشکر آورد
گوهر بعدی:شماره ۴۹۴ - باد بویی ز سوی مصر به کنعان آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.