خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از بی وفایی یار خود شکایت میکند و بیان میکند که با وجود تمام رنجها و اشکهایی که ریخته، یارش به او توجهی نکرده و در روزهای سخت همراهیاش ننموده است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، بیان احساسات شکایتآمیز و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۹۰ - یار من با من وفاداری نکرد
یار من با من وفاداری نکرد
دل ببرد از دست و دلداری نکرد ۱
از سحاب اشک در دریای غم
غرقه گشتم هیچ غمخواری نکرد ۲
یار در روزی چنین یاری کند
یار من روزی چنین یاری نکرد ۳
تا شدم غمخوار در عشقش چه ماند
کان پری رخ با من از خواری نکرد ۴
با وجود این همه آزار و جور
خاطرم آهنگ بیزاری نکرد ۵
در فراق رویت ای آرام جان
دیده مسکین چه خون باری نکرد ۶
راستی در اشکباری روز غم
آنچه او کرد ابر آذاری نکرد ۷
چشم بی خواب من از درد فراق
روز و شب جز گریه و زاری نکرد ۸
من به بازار غمش جان و جهان
طرح می دادم خریداری نکرد ۹
دل ببرد از دست و دلداری نکرد ۱
از سحاب اشک در دریای غم
غرقه گشتم هیچ غمخواری نکرد ۲
یار در روزی چنین یاری کند
یار من روزی چنین یاری نکرد ۳
تا شدم غمخوار در عشقش چه ماند
کان پری رخ با من از خواری نکرد ۴
با وجود این همه آزار و جور
خاطرم آهنگ بیزاری نکرد ۵
در فراق رویت ای آرام جان
دیده مسکین چه خون باری نکرد ۶
راستی در اشکباری روز غم
آنچه او کرد ابر آذاری نکرد ۷
چشم بی خواب من از درد فراق
روز و شب جز گریه و زاری نکرد ۸
من به بازار غمش جان و جهان
طرح می دادم خریداری نکرد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۹ - ای مسلمانان فغان کان یار من یاری نکرد
گوهر بعدی:شماره ۴۹۱ - تا دو زلف تو پیچ و تاب آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.