خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر عشق و اشتیاق شدید شاعر به معشوق است که در آن تناقضات و دشواری‌های عشق مانند ناتوانی در تحمل فراق و وصال، عدم امکان کنترل دل، و ناچاری در برابر فرمان عشق توصیف شده است. شاعر از بی‌قراری و اشتیاق خود می‌گوید و اعلام می‌کند که حتی اگر جانش در خطر باشد، از عشق دست نخواهد کشید.

مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل احساسات و تناقضات مطرح شده در شعر نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴۸۰ - نه صبر از وصل جانان می توان کرد

نه صبر از وصل جانان می توان کرد
نه هجران بر خود آسان می توان کرد ۱

نه با دل بر توان آمد به تدبیر
نه از وصل تو درمان می توان کرد ۲

نه سرّ عشق با کس می توان گفت
نه منع روز هجران می توان کرد ۳

نه ز لعل تو کامی می توان یافت
نه ترک آب حیوان می توان کرد ۴

اگر بر جان کند حکمش روانست
خلاف امر سلطان می توان کرد ۵

به عید روی آن ماه دل افروز
دل و جان هر دو قربان می توان کرد ۶

تو می دانی که دایم زندگانی
به بوی وصل جانان می توان کرد ۷

دلم را یک شبی بر خوان وصلش
ز لعل دوست مهمان می توان کرد ۸

بگفتا صبر کن در کار وصلم
صبوری از دل و جان می توان کرد ۹

اگر جان از جهان خواهد به فرمان
چه گویم ترک فرمان می توان کرد؟ ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۷۹ - درد دل را ز تو ای دوست نهان نتوان کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۱ - دلی که در همه عالم بزرگواری کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.