خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج عشق و فراموشنشدنی بودن آن است. شاعر از جور و ستم معشوق شکایت میکند اما با وجود همه رنجها، عشق و یاد معشوق را فراموشنشدنی میداند. او از زیباییهای معشوق مانند گیسو و قدش سخن میگوید و حتی با وجود ناامیدی از وصال، به یاد شبهای گذشته تسکین مییابد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارند.
شماره ۴۶۹ - جانا غم عشق تو فراموش توان کرد
جانا غم عشق تو فراموش توان کرد
غیر از غم عشق تو در آغوش توان کرد ۱
گر تو صد از این جور کنی بر من مسکین
ای جان به ستم عهد فراموش توان کرد ۲
گر چه سخنم یاد نگیری به حقیقت
درّیست گرانمایه که در گوش توان کرد ۳
ار زهر هلاهل دهدم عشق به یک دم
ای دوست به یاد لب تو نوش توان کرد ۴
امشب اگرم نیست به وصل تو امیدی
با این همه غم یاد شب دوش توان کرد ۵
گیسوی تو از قد تو بگذشت نگارا
افعی چنین را به سر آغوش توان کرد ۶
غیر از غم عشق تو در آغوش توان کرد ۱
گر تو صد از این جور کنی بر من مسکین
ای جان به ستم عهد فراموش توان کرد ۲
گر چه سخنم یاد نگیری به حقیقت
درّیست گرانمایه که در گوش توان کرد ۳
ار زهر هلاهل دهدم عشق به یک دم
ای دوست به یاد لب تو نوش توان کرد ۴
امشب اگرم نیست به وصل تو امیدی
با این همه غم یاد شب دوش توان کرد ۵
گیسوی تو از قد تو بگذشت نگارا
افعی چنین را به سر آغوش توان کرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۸ - تا چند دل از هجر تو بیهوش توان کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۷۰ - مسلمانان نه صبر از جان توان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.