خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و فراق یار خود میگوید و دردهای دلش را بیان میکند. او از غم هجران، نالههای شبانه، و عشق بیپایان خود به معشوق سخن میگوید و اینکه هیچ چیز نتوانسته او را از این عشق بازدارد. همچنین، او از رقیبان و شرمساریهای ناشی از این عشق یاد میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۴۶۵ - مسکین دلم به کوی غمت تا گذار کرد
مسکین دلم به کوی غمت تا گذار کرد
بسیار با خیال رخت کارزار کرد ۱
تا دیده دید ماه جمال تو هر شبی
از دست جور عشق تو دستم نگار کرد ۲
تا با گل رخ تو گرفتست انس دل
بس ناله در فراق رخت چون هزار کرد ۳
حور و قصور بر دل ما عرضه کرده اند
از آن میانه کوی تو را اختیار کرد ۴
از شدّت فراق تو ای نور دیده ام
در دیده بین که روی جهان لاله زار کرد ۵
نگشود هیچ کار من از انتظار دوست
چون خاک راه دوست مرا خاکسار کرد ۶
لاف از وفا و عهد تو بسیار می زنم
پیش رقیب باز مرا شرمسار کرد ۷
بسیار با خیال رخت کارزار کرد ۱
تا دیده دید ماه جمال تو هر شبی
از دست جور عشق تو دستم نگار کرد ۲
تا با گل رخ تو گرفتست انس دل
بس ناله در فراق رخت چون هزار کرد ۳
حور و قصور بر دل ما عرضه کرده اند
از آن میانه کوی تو را اختیار کرد ۴
از شدّت فراق تو ای نور دیده ام
در دیده بین که روی جهان لاله زار کرد ۵
نگشود هیچ کار من از انتظار دوست
چون خاک راه دوست مرا خاکسار کرد ۶
لاف از وفا و عهد تو بسیار می زنم
پیش رقیب باز مرا شرمسار کرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۴ - در چشم ما خیال رخش تا گذار کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۶۶ - دل ز ما برد و قصد جانم کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.