خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که درد و غم هجران و دوری از معشوق را بیان می‌کند. شاعر از بی‌قراری دل بی‌معشوق و نبود آرامش در جهان سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که تنها وصل است که می‌تواند درمان این درد باشد. همچنین، او از بی‌وفایی و نبود عهد و پیمان در معشوق شکایت دارد و جهان را به دلیل نبود رهبری دلسوز، رو به ویرانی می‌داند.

این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد هجران و ناامیدی از عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل می‌گیرد.

مشاهده کامل

شماره ۴۴۵ - غم هجر تو پایانی ندارد

غم هجر تو پایانی ندارد
به غیر از وصل درمانی ندارد ۱

دلی کان بسته ی جانانه ای نیست
توان گفتن که آن جانی ندارد ۲

هر آن سر کاو ز سودای تو خالیست
چو زلفت هیچ سامانی ندارد ۳

چو مجموعست کار زلف از آن روی
غم حال پریشانی ندارد ۴

خیالش با سواد دیده می گفت
که کس همچون تو مهمانی ندارد ۵

همه اسباب خوبی دارد آن ماه
دریغا عهد و پیمانی ندارد ۶

جهان را زان سبب رو در خرابیست
که اشفاق جهانبانی ندارد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۴۴ - نگار از حال زارم غم ندارد
گوهر بعدی:شماره ۴۴۶ - مهر رویش نه چنانم نگران می دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.