خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین دربارهی دوری از معشوق و تأثیر این دوری بر شاعر است. شاعر بیان میکند که هیچ کس بدون یاد معشوق شاد نیست و هر شب تا صبح به یاد او میگرید. همچنین، او از ناعادلانه بودن جهان و نیاز به عدالت سخن میگوید.
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، اشارههایی به مفاهیم اجتماعی مانند عدالت وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۴۱ - آن کیست که با یاد تو دل شاد ندارد
آن کیست که با یاد تو دل شاد ندارد
آن کس که مگر عهد غمت یاد ندارد ۱
دور از تو شبی نیست که این خسته مهجور
تا صبحدم از یاد تو فریاد ندارد ۲
سرو ارچه به آزادی قدّ تو سرافراخت
آزادگی آن قد آزاد ندارد ۳
دادم بده امروز که سلطان جهانی
کاین خسته جگر طاقت بیداد ندارد ۴
خسرو به وصال رخ شیرین شده خرّم
آری خبر از سوزش فرهاد ندارد ۵
ای شاه جهان کار جهان بی تو خرابست
جز عدل تو کس ملک تو آباد ندارد ۶
گویند که شادست جهان با غم رویت
آن کیست که دل را به غمت شاد ندارد ۷
آن کس که مگر عهد غمت یاد ندارد ۱
دور از تو شبی نیست که این خسته مهجور
تا صبحدم از یاد تو فریاد ندارد ۲
سرو ارچه به آزادی قدّ تو سرافراخت
آزادگی آن قد آزاد ندارد ۳
دادم بده امروز که سلطان جهانی
کاین خسته جگر طاقت بیداد ندارد ۴
خسرو به وصال رخ شیرین شده خرّم
آری خبر از سوزش فرهاد ندارد ۵
ای شاه جهان کار جهان بی تو خرابست
جز عدل تو کس ملک تو آباد ندارد ۶
گویند که شادست جهان با غم رویت
آن کیست که دل را به غمت شاد ندارد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۰ - گویند جهان وفا ندارد
گوهر بعدی:شماره ۴۴۲ - دل در غم هجران تو بهبود ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.