خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او از بیتوجهی معشوق گلایه دارد اما با این حال، عشق خود را پایدار میداند و از ملامت دیگران نمیهراسد. شاعر همچنین به رقیب بیخرد اشاره میکند و از او میخواهد که از نصیحتهای بیجا دست بردارد.
متن دارای مفاهیم عاشقانهی عمیق و پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از واژهها و عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۴۰۰ - اگر دمی ز تو بویی به من رساند باد
اگر دمی ز تو بویی به من رساند باد
هزار جان و جهانم فدای آن دم باد ۱
تویی که یاد من خسته سالها نکنی
منم که با غم رویت نشسته ام دلشاد ۲
چه شد چرا چه سبب حال من نمی پرسی
که هر دمم به فلک می رسد ز غم فریاد ۳
من از ملامت دشمن به عشق نگریزم
بیا که دل به تو دادیم و هرچه باداباد ۴
مرا سریست ز عهدت به باد خواهد شد
که در طریقت عشقست عهد بر بنیاد ۵
چو بخت یار نباشد ستیز نتوان کرد
دلا ز کار جهان همچو سرو باش آزاد ۶
رقیب بی خرد آخر نصیحتم کم کن
چرا که با تو چنین حادثه بسی افتاد ۷
هزار جان و جهانم فدای آن دم باد ۱
تویی که یاد من خسته سالها نکنی
منم که با غم رویت نشسته ام دلشاد ۲
چه شد چرا چه سبب حال من نمی پرسی
که هر دمم به فلک می رسد ز غم فریاد ۳
من از ملامت دشمن به عشق نگریزم
بیا که دل به تو دادیم و هرچه باداباد ۴
مرا سریست ز عهدت به باد خواهد شد
که در طریقت عشقست عهد بر بنیاد ۵
چو بخت یار نباشد ستیز نتوان کرد
دلا ز کار جهان همچو سرو باش آزاد ۶
رقیب بی خرد آخر نصیحتم کم کن
چرا که با تو چنین حادثه بسی افتاد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۹ - از کجا آمد این مبارک باد
گوهر بعدی:شماره ۴۰۱ - شبت به صبح سعادت همیشه مقرون باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.