خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر عاشقانه، از عشق و علاقهی عمیق خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که هیچ میل و رغبتی جز به او ندارد. او از خداوند شب وصال را طلب میکند و خود را مرید و معتقد به جان معشوق میداند. شاعر تأکید میکند که بدون حضور معشوق، هیچ علاقهای به دنیا و زیباییهای آن ندارد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانهی عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۰۸ - مهربانی ز دلستانم نیست
مهربانی ز دلستانم نیست
میل دل جز به دوستانم نیست ۱
شب وصل تو از خدا طلبم
غیر ازین هیچ داستانم نیست ۲
بی قد و قامت چو شمشادت
رغبت و میل بوستانم نیست ۳
بی رخ چون گل تو ای گلبوی
هیچ پروای گلستانم نیست ۴
من ز جانت مرید و معتقدم
قسمی جز بر آستانم نیست ۵
در شب هجر غیر مردم چشم
در جهان هیچ پاسبانم نیست ۶
نازنینا ملاذ من به جهان
غیر آن خاک آستانم نیست ۷
میل دل جز به دوستانم نیست ۱
شب وصل تو از خدا طلبم
غیر ازین هیچ داستانم نیست ۲
بی قد و قامت چو شمشادت
رغبت و میل بوستانم نیست ۳
بی رخ چون گل تو ای گلبوی
هیچ پروای گلستانم نیست ۴
من ز جانت مرید و معتقدم
قسمی جز بر آستانم نیست ۵
در شب هجر غیر مردم چشم
در جهان هیچ پاسبانم نیست ۶
نازنینا ملاذ من به جهان
غیر آن خاک آستانم نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۷ - چه کنم در شب هجران تو آرامم نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۰۹ - درد هجران ز تو نهانم نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.