خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر بندگی و اخلاص شاعر به معشوق (یا خداوند) است. شاعر تأکید میکند که هیچکس در بندگی مانند او نیست و معشوق بینظیر است. همچنین، اشارهای به قدرت و عظمت معشوق دارد که دشمنانش در برابر او شکست میخورند.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۸۸ - گر بپرسی بنده ی خود را، ز لطفت دور نیست
گر بپرسی بنده ی خود را، ز لطفت دور نیست
زانکه کس در بندگی چون بنده ات [مهجور] نیست ۱
گر تو گویی در خداوندی بود غیر تو کس
یا چو من در بندگی و اخلاص این مقدور نیست ۲
گر تو را بر حال زار من نظر نبود یقین
پیش اهل چشم و دانش این سخن معذور نیست ۳
سایبان قدر تو بر طاق میناگون زدند
در قضاءِ قدر تو جز دشمنت ممهور نیست ۴
تیغ قهرت می رباید سر ز خاقان فلک
لاجرم بر لشکر تو دشمنت منصور نیست ۵
عاشقی چون من کجا افتد به دستت در جهان
زان سبب کاندر جهان مانند تو منظور نیست ۶
زانکه کس در بندگی چون بنده ات [مهجور] نیست ۱
گر تو گویی در خداوندی بود غیر تو کس
یا چو من در بندگی و اخلاص این مقدور نیست ۲
گر تو را بر حال زار من نظر نبود یقین
پیش اهل چشم و دانش این سخن معذور نیست ۳
سایبان قدر تو بر طاق میناگون زدند
در قضاءِ قدر تو جز دشمنت ممهور نیست ۴
تیغ قهرت می رباید سر ز خاقان فلک
لاجرم بر لشکر تو دشمنت منصور نیست ۵
عاشقی چون من کجا افتد به دستت در جهان
زان سبب کاندر جهان مانند تو منظور نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۷ - مرا به غیر هوای تو، هیچ در سر نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۸۹ - گر ز حال زار مسکینان بپرسی دور نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.