خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از زیباییهای جوانی، عشق و کامرانی سخن میگوید. شاعر از معشوق خود با توصیفهای زیبا مانند ماه، خورشید و سرو باغ یاد میکند و از درد فراق و عشق بیپایان خود مینالد. در نهایت، او به دنبال آرامش و سعادت در جهان دیگر است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و جستجوی معنوی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۵۹ - جهان را باز ایام جوانیست
جهان را باز ایام جوانیست
سر سودای عیش و کامرانیست ۱
صبا بگذر شبی در کوی یارم
بگویش با توأم رازی نهانیست ۲
چو خضرم طالب سرچشمه ی نوش
لب جان بخشت آب زندگانیست ۳
مرا در روی تو حیران دو دیده
مرا با قامتت پیوند جانیست ۴
رخش زیبنده تر از ماه و خورشید
قدش مانند سرو بوستانیست ۵
چه گویم نازش آن سرو آزاد
که دایم شیوه ی او دلستانیست ۶
خبر داری نگارا در فراقت
که کار دیده ی ما پاسبانیست ۷
به جان آمد دل ما از غم تو
اگرچه در غمم صد شادمانیست ۸
اگر کامم در این عالم ندادی
مرا مقصود کام آن جهانیست ۹
سر سودای عیش و کامرانیست ۱
صبا بگذر شبی در کوی یارم
بگویش با توأم رازی نهانیست ۲
چو خضرم طالب سرچشمه ی نوش
لب جان بخشت آب زندگانیست ۳
مرا در روی تو حیران دو دیده
مرا با قامتت پیوند جانیست ۴
رخش زیبنده تر از ماه و خورشید
قدش مانند سرو بوستانیست ۵
چه گویم نازش آن سرو آزاد
که دایم شیوه ی او دلستانیست ۶
خبر داری نگارا در فراقت
که کار دیده ی ما پاسبانیست ۷
به جان آمد دل ما از غم تو
اگرچه در غمم صد شادمانیست ۸
اگر کامم در این عالم ندادی
مرا مقصود کام آن جهانیست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۸ - به دردم غیر وصل تو دوا نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۶۰ - دلم ز روی چو خورشید تو شکیبا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.