خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق عمیق خود به معشوق و رنج‌های ناشی از این عشق سخن می‌گوید. او از جفاهای معشوق و دردهای دل خود می‌نالد، اما با این وجود، عشق و وفاداری خود را حفظ می‌کند.

متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'بلای دل و دین' و 'دشمن بدخو' ممکن است نیاز به بلوغ عاطفی برای درک داشته باشند.

مشاهده کامل

شماره ۲۲۵ - عشق تو مرا در دل و جان نقش نگینست

عشق تو مرا در دل و جان نقش نگینست
مهر رخ خوب تو بلای دل و دینست ۱

چشم تو خطا کرد که خون دل ما ریخت
الّا نه خطا زان مه خورشید جبینست ۲

دل کار خطا کرد که در زلف تو آویخت
زیرا که در آن زلف سراسر همه چینست ۳

یک دوست ندارم به جهان در غم رویت
دشمن چه توان گفت که یک روی زمینست ۴

در دل بجز از مهر رخ خواب توأم نیست
چشم تو چرا با من بیچاره به کینست ۵

گر وعده ی دیدار ندادی دل ما را
هر وعده که دادی نه چنان بود چنینست ۶

گفتند وفا در دل او نیست نه آن بود
امّید من و عهد تو ای دوست همینست ۷

در کار غم عشق تو کردم دل و دین را
دل رفت و اگر جان برود بنده رهینست ۸

خواهم که شوم خاک سر کوی تو ای دوست
لکن چه کنم دشمن بدخو به کمینست ۹

ما دل به جفاهای جهانی بنهادیم
گر میل تو ای دلبر بدمهر بدینست ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۲۴ - بیا که دیده ی ما بی رخ تو پرخونست
گوهر بعدی:شماره ۲۲۶ - که می گوید که چشمش نرگسینست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.