خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه به توصیف معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق مانند صورت، چشم، زلف و لب سخن میگوید و عشق عمیق خود را بیان میکند. همچنین، از درد فراق و حسرت وصال شکایت کرده و امیدوار است که معشوق به او توجه کند. در پایان، شاعر به گذرا بودن دنیا اشاره کرده و بر امیدواری خود تأکید میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و حسرت نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۱۳ - آن روی نگویند مگر صورت جانست
آن روی نگویند مگر صورت جانست
و آن چشم نگویند مگر قوت روانست ۱
و آن زلف نباشد مگر آن عنبر سار است
و آن لب نتوان گفت که از دیده نهانست ۲
تشبیه به مه روی تو را چون بتوان کرد
و آن قد دلارای مگر سرو روانست ۳
آنی تو سراسر که همه مایه ی لطفی
در جان من این آتش عشق تو از آنست ۴
عمریست که در حسرت یک لحظه وصالت
خون دلم از دیده ی غمدیده روانست ۵
چون ترک غم عشق تو ای دوست بگویم
تا جان بودم در تن و تا سعی و توانست ۶
مشکل همه اینست که آن دلبر بی مهر
با ما به زبانست و دلش با دگرانست ۷
ای دوست چو بوسیدن پایت نتوانم
از دور دعای منت آخر چه زیانست ۸
بوی سر زلفین توأم مایه روحست
لعل لب شیرین توأم قوّت جانست ۹
ای دل غم ایام بگو چند توان خورد
بسیار مخور غصّه که عالم گذرانست ۱۰
نومید نشاید که کنی بنده ی خود را
بر لطف تو امّید مرا هر دو جهانست ۱۱
و آن چشم نگویند مگر قوت روانست ۱
و آن زلف نباشد مگر آن عنبر سار است
و آن لب نتوان گفت که از دیده نهانست ۲
تشبیه به مه روی تو را چون بتوان کرد
و آن قد دلارای مگر سرو روانست ۳
آنی تو سراسر که همه مایه ی لطفی
در جان من این آتش عشق تو از آنست ۴
عمریست که در حسرت یک لحظه وصالت
خون دلم از دیده ی غمدیده روانست ۵
چون ترک غم عشق تو ای دوست بگویم
تا جان بودم در تن و تا سعی و توانست ۶
مشکل همه اینست که آن دلبر بی مهر
با ما به زبانست و دلش با دگرانست ۷
ای دوست چو بوسیدن پایت نتوانم
از دور دعای منت آخر چه زیانست ۸
بوی سر زلفین توأم مایه روحست
لعل لب شیرین توأم قوّت جانست ۹
ای دل غم ایام بگو چند توان خورد
بسیار مخور غصّه که عالم گذرانست ۱۰
نومید نشاید که کنی بنده ی خود را
بر لطف تو امّید مرا هر دو جهانست ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۲ - سر من در غم سودای تو بی سامانست
گوهر بعدی:شماره ۲۱۴ - مرا تا در تنم پیوند جانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.