خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد فراق و ناراحتی از دوری معشوق سخن میگوید. شاعر از بیوفایی یار و سنگدلی او شکایت دارد و دلشکستگی خود را بیان میکند. او با استفاده از استعارههای زیبا مانند مقایسه دل با آبگینه و معشوق با پولاد و سنگ، احساسات خود را به تصویر میکشد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین برخی از استعارهها و مفاهیم به بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۱۸۲ - صبا با یار ما گو کایت چه ننگست
صبا با یار ما گو کایت چه ننگست
چرا بی موجبی با ما به جنگست ۱
ببردی نام و ننگم ای دل و دین
دل ما را چه جای نام و ننگست ۲
به خاک ره نشستم و آن عجب نیست
چو ما را پیش تو این آب و رنگست ۳
چرا باری ز وصلت ای دلارام
چو میم آن دهن روزیم تنگست ۴
بُدم آهوی وحشی گشتمش رام
چه چاره چون که خویش چون پلنگست ۵
مرا چون آبگینه دل پر از مهر
تو را دل خود چرا پولاد و سنگست ۶
مسلمانان مرا بر دل بدانید
بسی بار جهان زان شوخ و شنگست ۷
مرا دل یک بود دلدار یک بس
چرا آن نازنین با ما دورنگست ۸
چو عودم بر سر آتش نهادی
مرا باد از هوا داری به چنگست ۹
چرا بی موجبی با ما به جنگست ۱
ببردی نام و ننگم ای دل و دین
دل ما را چه جای نام و ننگست ۲
به خاک ره نشستم و آن عجب نیست
چو ما را پیش تو این آب و رنگست ۳
چرا باری ز وصلت ای دلارام
چو میم آن دهن روزیم تنگست ۴
بُدم آهوی وحشی گشتمش رام
چه چاره چون که خویش چون پلنگست ۵
مرا چون آبگینه دل پر از مهر
تو را دل خود چرا پولاد و سنگست ۶
مسلمانان مرا بر دل بدانید
بسی بار جهان زان شوخ و شنگست ۷
مرا دل یک بود دلدار یک بس
چرا آن نازنین با ما دورنگست ۸
چو عودم بر سر آتش نهادی
مرا باد از هوا داری به چنگست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۱ - روی تو رایت قمر بشکست
گوهر بعدی:شماره ۱۸۳ - نگارینا تو را با ما اگر صلحست و گر جنگست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.