خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از زیبایی‌های طبیعت مانند بستان، ماهتاب و لب آب سخن می‌گوید و از عشق و دل‌بستگی به معشوق با تصاویر شاعرانه مانند زلف دلفریب و لعل لب یاد می‌کند. شاعر از احساسات عمیق عاشقانه و زیبایی‌های ظاهری معشوق با استعاره‌های زیبا صحبت می‌کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و استعاره‌های شاعرانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۷۶ - بستان و ماهتاب و لب آب بس خوشست

بستان و ماهتاب و لب آب بس خوشست
بر بانگ بلبلان، سحری خواب بس خوشست ۱

خون دلم چو چشم دلارام پر ز جوش
از لعل دوست شربت عنّاب بس خوشست ۲

در تاب رفت زلف تو از آتش رخت
وآن زلف دلفریب تو پرتاب بس خوشست ۳

از روشنی روی تو مهتاب خون گرفت
در ظلمت دو زلف تو مهتاب بس خوشست ۴

کج کرده ای کمان دو ابرو به تاب من
پیوسته ابروان تو در تاب بس خوشست ۵

آن را که قبله روی چو خورشید خاورست
طاق دو ابروانش به محراب بس خوشست ۶

لعل تو گفت کام جهان می دهم شبی
گر گوید او سخن هم ازین باب بس خوشست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۵ - ما را به قد سرو تو ای دوست نیازست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۷ - سرویست قدّ دلبر و آزاد بس خوشست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.