خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد و رنج عاشق در فراق معشوق است. شاعر از معشوق میخواهد که با فرستادن بوی زلف، نشانهای از وفا، بخششهایی از وصال، و درمانی برای درد فراق، او را آرام کند. معشوق در پاسخ، شاعر را به صبر و ثناگویی دعوت میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و درد عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۷۰ - از زلف خودم بویی بر دست صبا بفرست
از زلف خودم بویی بر دست صبا بفرست
کشتی به جفا ما را بویی ز وفا بفرست ۱
چون روز و شبم ساکن در کوی غمت جانا
از کوی وصال خود هم بخش گدا بفرست ۲
جانا چو زکات حسن بر مستحقست واجب
من مستحقم باری بی روی و ریا بفرست ۳
گفتم به وصال خود دریاب دمی ما را
گفتا که جهان و جان زودم به نوا بفرست ۴
رنجور غم عشقم هستی تو طبیب دل
در درد گرفتارم دریاب و دوا بفرست ۵
چون خیل خیال تو آورد شبیخونی
بردند به یغما جان از وصل صفا بفرست ۶
گفتا به جهان ما را سودای کسی در سر
چون نیست برو عاشق از دور دعا بفرست ۷
گفتم اگرم باشد رخصت که دهم جان را
در پای تو گفتا نه بنشین تو ثنا بفرست ۸
ای دل هوس وصلش داری نشود ممکن
مرغ دل سرگردان از روی هوا بفرست ۹
کشتی به جفا ما را بویی ز وفا بفرست ۱
چون روز و شبم ساکن در کوی غمت جانا
از کوی وصال خود هم بخش گدا بفرست ۲
جانا چو زکات حسن بر مستحقست واجب
من مستحقم باری بی روی و ریا بفرست ۳
گفتم به وصال خود دریاب دمی ما را
گفتا که جهان و جان زودم به نوا بفرست ۴
رنجور غم عشقم هستی تو طبیب دل
در درد گرفتارم دریاب و دوا بفرست ۵
چون خیل خیال تو آورد شبیخونی
بردند به یغما جان از وصل صفا بفرست ۶
گفتا به جهان ما را سودای کسی در سر
چون نیست برو عاشق از دور دعا بفرست ۷
گفتم اگرم باشد رخصت که دهم جان را
در پای تو گفتا نه بنشین تو ثنا بفرست ۸
ای دل هوس وصلش داری نشود ممکن
مرغ دل سرگردان از روی هوا بفرست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۹ - دلم وصال تو را از جهان طلب کارست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱ - از لطف خویش درد دلم را دوا فرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.