خلاصه و ردهبندی سنی
16+
ابر بارید و بر سبزهها گریست، شاعر بیان میکند که زندگی بدون لذتهای آن مانند نوشیدن شراب گلرنگ، ارزش زیستن ندارد. او به سبزههایی که امروز تماشا میکنیم اشاره میکند و از آینده میپرسد که چه کسی سبزههای خاک ما را تماشا خواهد کرد.
متن دارای مفاهیم فلسفی و عمیق درباره زندگی و مرگ است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب گلرنگ ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
رباعی ۸ - ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی بادهی گلرنگ نمیباید زیست ۱
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهی خاک ما تماشاگه کیست ۲
بی بادهی گلرنگ نمیباید زیست ۱
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهی خاک ما تماشاگه کیست ۲
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۷ - آن قصر که جمشید در او جام گرفت
گوهر بعدی:رباعی ۹ - اکنون که گل سعادتت پربار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.